نقاب

این روزا شناختن آدما خیلی سخت شده . حتی گاهی اوقات یک نگاه به خودتم که می کنی می بینی نمی شناسیش.انواع نقابها وجود داره و اینکه بتونی آدما رو از پس این نقابها ببینی مهارت زیادی می خواد .

رمالی ، روانشناسی ، فلسفه و ..و چه بدونم هر علمی که باروح و روان آدم سروکار داره رو هم یاد بگیری باز هم کم میاری و نمی تونی اونجور که باید و شاید از پس پیچیدگی های حل این معما بر بیایی.

ولی بعضی آدما واقعا ساده اند همین که می بینیشون اینو می فهمی اینا سادگیشون تو چهره و رفتارشون منعکس می شه و اگه خودت یکی از اون دلها رو داشته باشی خیلی زودتر از اونچه که ممکنه نقابدارها روتشخیص می دی .گاهی اوقات هم البته فشارهای مختلف زندگی آدم ها رو وادار به گذاشتن این نقابها می کنه .گاهی هم آدمااونقدر به این نقابهاشون خو می کنند که می شه جزوی از چهرشون و اصلایادشون می ره که بودند و برای چه اومدند و کجا می روند؟

یک سری از این نقابها آنقدر سست و نازکند که نخ نما شده و هر کسی می تونه تشخیصش بده مثل : نقاب ریا ، نقاب دروغ ، نقاب تعارف الکی و...

بعضیهاشون هم به این سادگی قابل تشخیص نیستند  چون با واقعیت مرز مشترک دارند مثل : نقاب انسان خوب بودن ، نقاب تعهد ، نقاب شعور و...

یک سری دیگشون از اون تیپ نقابهاهستند که دیگه جزو چهره می شند مثل : نقاب مسئولیت پذیری ، نقاب نجابت ، نقاب یاری و ...

البته می دونم که الان خیلی ها از این نوشته شاکی می شوند و ممکنه تو دلشون بگند این ها که گفتی نقاب نیست.

پس لازم می دونم که منظورم از نقاب رو تو یک جمله شرح بدم تا ابهام این عزیزان هم رفع بشه :

"نقاب عبارت است از هر رفتار و گفتاری که از انسان سر بزنه حتی گاهی جزو اعمال ثابت و شخصیت او محسوب بشه در حالیکه سرشت و احساس قلبی او مخالف این عمل باشه"

ودر آخر به امید روزی که با خود حقیقیمون روبه رو بشیم و بشه که منطبق بر نهاد پاکی که در وجود هر انسانی به ودیعه گذاشته شده رفتار کنیم.

/ 1 نظر / 18 بازدید