عقل و دل

به دل گفتم که گر مرحم تو می خواهی   

شفایی از برای زخم پنهانت تو می خواهی

و گر گم کرده ای درب طبیبت را        

اگر درمان ز نااهلان تو می خواهی

تو زخمت را بر عقل و خرد کالبد شکافی کن

اگر هم درد و هم درمان تو می خواهی

بگفتا دل که من خشنود از این آلوده خویشم

تو خودرو گر چنان احوال پا بر جا تو می خواهی

/ 1 نظر / 6 بازدید
اشکان

سلام.خسته نباشی.از وبلاگت دیدن کردم.راستی کلی عکس جالب تو وبلاگم گذاشتم.اگه دوست داشتی یه سری بزن و راجع به عکسا نظر بده.اگه شد بنویس که چه عکسای دوست داری تو وبم بذارم یا اگه ایرادی دیدی واسم بنویس.منتظرم.ممنون.