دم را دریاب

این بار می خوام دعوتتون کنم به خوندن یه کتاب. داستانی کوتاه اما غنی نوشته سال بلو نویسنده روسی تبار اهل کانادا.

راوی داستان مردی در آستانه میانسالیه که افت و خیزهای زیادی رو تو زندگی تجربه کرده. یه آدم کاملا معمولی که با توجه به سنش می بایست تو وضعیت با ثباتی می بود ولی اشتباهاتش و بازی روزگار اون رو تو وضعیت دیگه ای قرار داده جوری که حتی زنش و بچه هاش هم ترکش کردند و الان علاوه بر مشکلات مالی می بایست با مشکلات عاطفی هم دست و پنجه نرم کنه.

با وجود سادگی موضوع داستان، متن به قدری روان و جذاب نوشته شده که تا وقتی کتاب دستته واقعا باهاش زندگی می کنی و حتی بسیار راحت می تونی خودت را باهر سن و جنسیتی جای راوی داستان بگذاری و شرایطش رو از نزدیک حس کنی، نکته مهم تری که وجود داره اینه که عنوان انتخاب شده برای کتاب بسیار هوشمندانه بوده و عنوانیه که امروز تو بسیاری از مقالات روانشناختی توجه رو جلب می کنه.

 امروز شعار همه اعم از روانشناس، فیلسوف و عارف اینه که "تو لحظه زندگی کن" این جمله به کرات توسط افراد مختلف از اقشار گوناگون به گوش هممون رسیده، برای من که به شخصه شده مثل یک فوبیا و وقتی از شخصی می شنوم تمام چهار ستون بدنم می لرزه و ترجیح می دم نشنیده بگیرمش. البته این رو هم بگم که یک عده ای که این جمله رو می گند فقط نقل قول می کنند و شاید خودشون نه بهش فکر کردن و نه عمل وگرنه مسئولیت به زبون آوردن این جمله به قدر کافی سنگین هست که حتی نشه اونو به عنوان یه نصیحت و یا حرف دوستانه به شخصی گفت.

ولی با این حال من می خوام جسارت کنم ویه مقدار به تشریح موضوع بپردازم: لحظه یا آن یعنی چی اصلا ؟ یعنی همین دمی که داری نفس می کشی یا این نوشته رو می خونی، چقدر حواست متمرکز نوشته است و چقدر پرتاب می شه به سمت و سوهای دیگه که تو ذهنت به طور بالقوه شناورند یا عوامل بیرونی که گاها وقفه ایجاد می کنند. با این حساب دو مقوله است که تمرکزتو به هم می ریزه :نوسانات درونی، نوسانات بیرونی. خب حال با فرض این می ریم جلو که یه آدم خودآگاه که بر ذهنش غالبه و اهل مراقبه است داره نوشته رو می خونه برای این شخص فقط نوسانات بیرونی باقی می مونه ولی آیا می تونه جلوی نوسانات بیرونی رو بگیره ؟ بعضا آره . مثلا می تونه توی یه اتاق تنها و بدون مزاحمت متن رو مطالعه کنه و یاشرایط بیرونی رو برای عدم ایجاد وقفه کنترل کنه. ولی آیا این امکان هست که تو هر دم بتونیم این شرایط رو کنترل کنیم؟ پس زندگی اجتماعی چی می شه، تعهدات، مسئولیت هاو ... البته برخی ادعا می کنند که می شه تحت شرایط بد نوسانات بیرونی بود ولی نوسانات درونی رو برش غالب کرد؟! ولی من به شخصه نتونستم تمهیدی فراهم کنم که بچه از سرو کولم بالا بره و هنوز متمرکز باشم، یا مثلا تو شرایط بد مالی باشم و مسئولیت مالی یه خانواده 4 نفره رو داشته باشم ولی متمرکز باشم و یا بخوام هم تعهدم رو حفظ کنم هم از وجود چندین نفر دیگه در زمان حال لذت ببرم  و ...

به خاطر همینه که می گم واقعا جمله ترسناکیه برام و فکر می کنم برای اینجوری بودن باید خیلی بزرگ بود. چون خود کنترل نوسانات درونی یه گام بزرگه چه بمونه به غالب کردنش به نوسانات بیرونی بدون آسیب رسانی به خود و دیگران ...

ولی به هر حال امیدوارم این کتاب رو تهیه کرده و بخونید. تعداد صفحاتش هم زیاد نیست و وقت زیادی رو ازتون نمی گیره.

/ 2 نظر / 21 بازدید
نرجس

خیلی قلمتون دوستداشتنیه راستی من علاوه بر این ادرس وبلاگ بالا که اشعارمو توش قرار دادم دو تا وب دیگه هم دارم ولی دوست دارم بیشتر نظرتون رو راجع به نوشته های وب http://narjeskhalooie.persianblog.ir/ بدونم ممنون

الهام

عزیزم زندگی کردن در حال یعنی لذت بردن از بچه ای که از سرو کولت بالا می ره دلم برات تنگ شده راستی اسم کتاب رو ننوشتی