ماه عزیز
ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٢  کلمات کلیدی:

از اول این ماه عزیز همه اش می خواستم بنویسم، بنویسم تا شاید یه کم از بار سنگین رو دوشم کاسته بشه، شونه ای که الان دیگه حدود چهار ساله داره بی وقفه این بارو تحمل می کنه و هیچ چاره ای هم جز تحمل نداره. لحظه ای نبوده که حسرت نخورم، حسرت روزهای خوب رمضون 70. هیچوقت یادم نمی ره با چه عشقی روزه می گرفتم، اونم چی تو خونه ای که کَسی به این جور چیزا اعتقاد نداشت، راستشُ بخواین پدرم حتی بعضی وقت ها مسخره هم می کرد اوایل بهم بر می خورد ولی بعدنا دیگه مهم نبود مادرم کاری نداشت ولی همیشه کشش های مذهبی من برای خانواده ام گنگ بود، چون کامل نبود. البته خانواده ام مومن ترین آدم هایی هستند که من می شناسم ولی خب نه مذهبی.

نمی دونم چرا سال به سال کمرنگ تر شد، عشق به روزه و نماز رو می گم. با وجود اینکه همسرم هم از خانواده دینداری بود و همیشه یکی از لذت های زندگیم درست کردن افطاری براش و دعوت خانواده اش برای یک شب افطاری دور هم بود، ولی بعد سال 79 برام این مساله کم رنگ و کم رنگ تر شد و نمی دونم کی بود دقیقا، اصلا یادم نمیاد ... که یکهویی به طور کامل رنگ باخت.

من موندمُ یه خاطره از یه عشق، عشقی که هر بار با ربنا و اسماء اعظم دم اذان ریش می کشید به دلم و یا با ا..اکبر های اذان مرحوم مؤذن زاده منو غرق دریای اشک می کرد.

این وضعیت بعد ترک شوهرم حتی بدتر هم شد چون دیگه حتی لذت دیدن افطارکردن و نماز خوندن های اون هم جاشو داد به یه حسرت عمیق تر.

البته فکر نکنین سعیمو نکردم که دوباره بتونم عشقمو پس بگیرم، کردم. نماز خوندم، مکان های مذهبی رفتم آدم های مذهبی رو تحسین کردم، ولی فایده ای  نداشت که نداشت دیگه از توش اون چیزی که من دنبالش بودم اونی که باهاش تو سالای 72 سیراب می شد در نیومد که نیومد. خب توقعم هم بالا رفته بود دیگه، هر ارتباط گرفتنی به دلم نمی شِست. اصلا گرسنگی کشیدن و تشنگی دادن به خودم، یا با چادر تو خونه ای که هیچکی نیست نماز خوندن دیگه برام مفهوم نبود، چیزایی که تو موقعش براش هزار و یک دلیل و انگیزه داشتم.

حالا من مونده امُ یه حسرت بزرگ. عشقی که دیگه نمیادُ مهمون دلم بشه، دلی که تنها چاره اون موندن و ساختنه. ساختن با یه درد بی درمون،

                                                                          درد یه عشق بزرگ اما بی معشوق ....

آهای شماهایی که حضور دارین تو این ماه، و شماهایی که نیستین، دعا کنید، دعا کنید تا بینا شم....