گوهر ناب انسانیت
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢۱  کلمات کلیدی:

تو این دورو زمونه اونقدر آدم کم شده که وقتی شخصی رو می بینی که پر از نشان های انسانیته دستپاچه می شی حتی شاید اگه صاحب اختیار باشه و قدرتی هم داشته باشه احیانا بهش مشکوک می شی و همه اش منتظری یه روزی یه جایی یا زیرآبتو بزنه یا برعلیه ات کاری کنه یا ... عجب روزگاری شده واقعا .

برداشت 1 :چند وقت پیش همسایه ام در خونه رو زد و گفت که کولرت چیکه می کنه البته بعد کلی فضولی اینکه شوهرم از ماموریت برگشته یانه، خارجه یا کجاست و اینکه چرا من خونه امو و سرکار نیستم و طفره رفتن های من، بالاخره حرفشو گفت. من هم یه تاسیساتی سراغ دارم به اسم آقای ک که تا حالا که همیشه کارهایی رو که بهش گفتم رو خوب انجام داده. به محض خبر کردنش اومد و رفت کولرو دید و گفت هیچیش نیست و نگران نباشم. و من هرچی بهش گفتم چقدر می شه بنده خدا گفت هیچی و گفت فقط 1000 تومن بدین چون اولین دشت صبحم است. من هم رفتم که یه 5000 تومنی بدم ولی خرد نداشتم و 10000 تومن دادم ولی همین که دید گفت نه خانم همون 1000 رو هم گفتم واسه چی می خوام که، و آخر سر هم با کلی احترام و تشکر رفت. من که از کولر چیزی حالیم نیست، می شد بگه خانم سرویسش کردم و شد 20000 تومن یا حداقل پول ایاب و ذهاب بگیره. قطعا اگه این کارو کرده بود الان به جای پیکان یه وانت نیسان زیر پاش بود ولی مطمئنا ارزش روزی حلال به قدری براش لمس شده است که به هیچ وجه حاضر نیست همچین کاری رو بکنه ...

وقتی آدم های اینجوری رو می بینم کلی خدا رو شکر می کنم که هنوز هستند، و کلی دعا می کنی که الهی چرخ زندگیشون بهتر از همیشه بچرخه و چقدر کمیاب شده اند این آدما ...

برداشت 2: یک ماه پیش ماشین بخت برگشته رو دوباره بردمش رو جدول و سینی جلوش کج شد و افتاد به سرو صدا و روغن ریزی. به یه تعمیرکار تو محل نشون دادم گفت کار ما نیست، از اونجایی که یه مشکل دیگه هم داشت (بالا رفتن بی خود دور موتور) گفتم ببرم همون نمایندگی که قطعه استپرشو هم عوض کنه ... قطعه ای که قیمتش 75000 تومن بود، با کلی منت که دیگه پیدا نمی شه 125000تومن حساب کرد. 75000تومن ناقابل هم دستمزد تعویض و صاف کردن سینی. معترض شدم که چرا تو فاکتور ایراد کج شدن سینی و روغن ریزی رو ننوشتی، که اگه دوباره همون مشکلو داشت من بتونم بیارم و بهش استناد کنم، به محض اینکه فهمید سرم تو حساب کتابه با چرب زبونی سعی کرد سرمو شیره بماله و گفت مشکلی داشت ما دوباره در خدمتیم. 2 روز بعد روغن ریزی ادامه داشت. بردمش همونجا و گفت این احتیاجه گیربکسش عوض شه و جای چکه روغن رو هم نشونم داد و خب از اونجایی که تعویض گیربکس خیلی هزینه بر بود زیر بار نرفتم .. اونوقت دو هفته بعد که بردم پیش تعمیرگاه خودم که اون هم از صنف همین انسان هاست سینی رو باز کرد و خندید، و گفت سر شلنگ روغن رو سفت نکرده تا گیربکس پیاده کنی و 5000 تومن هم بیشتر نگرفت...

برداشت 3: 8 سال تو یه شرکت کار کردی مدیرت و یکی از همکارات که اتفاقا فکر می کردی با هردوشون خیلی هم دوستی با هم دستی هم دورت می زنند و جالب تر اینکه خیلی های دیگه هم که شاهد ماجران فقط بهت ترحم می کنند و اظهار دوستی، ولی حتی عرضه ندارند یه کار واقعی برای دفاع از حق بکنند و خیلی هاشون نماز هم می خونند متاسفانه ...

برداشت 4: می ری دادگاه، هم ناراحتی که طرف دعوی دوستاتند هم خوشحال. می گی لااقل حقتو نمی خورند شاید نتونند برای احقاق حقت کاری کنند ولی دیگه حروم خور نیستند که و دوباره شوکه می شی ...

برداشت 5: یک ماه و نیمه بیکار تو خونه نشستی برای اینکه حاضر نیستی زیر بار حرف زور بری، چون ذاتا آدم ظالم پروری نیستی همه همون دوستات دیگه نیستند، آخه منتظرند تو یه کار پیدا کنی بعد زنگ بزنند فضولی، اینکه چقدر می گیری کجا کار می کنی و .. تا بهتر بتونند شرایط رشد ظالما رو فراهم کنند چه دانسته چه ندانسته ...

برداشت 6: 10 سال باهاش زیر یه سقف زندگی کردی، سعی کردی دوسش داشته باشی از خیلی از نیازها و خواسته هات گذشتی با نداریش ساختی شرایط رشدشو فراهم کردی خانواده شو عزیز دونستی، به خاطر تاب نیاوردن یه حرف صادقانه می گذاره و می ره  اون هم با کوله باری از ادعای مهر و دوستی و با سنگین تر کردن بار روی دوش تو ....

برداشت 7: به دلیل زیادبودن موارد سوء انسانیت از مابقی برداشت ها صرفنظر می شود.

فقط امیدواری مابقی برداشت های نمایشنامه زندگی از نوع 1 باشه چون دیگه خسته ای از این همه نامردی، از این همه مرگ انسانیت و بیشتر از همه ازاین همه صداقت و سوء استفاده ...