تحول
ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢٥  کلمات کلیدی:

آدما بزرگ می شن قد می کشن ولی کاش می شد با بزرگ شدنشون دلشون همونقدر کودکانه باقی می موند . می دونی چیه ، به نظرم آدما به اندازه بزرگ شدنشون قلباشون هر روز کوچیک و کوچیک تر می شه . اصلا همینه که وضع دنیا اینجوری شده. آره .

ولی چیکار می شه کرد . وقتی که میون این آدم بزرگا ، به ندرت هم یه آدمی به وسعت دل یه کودک پیدا می شه ، چقدر معلومه . گاهی شاید حتی تو جمع راهش ندیم ، شاید بهش بخندیم ، شاید باورش نکنیم ، اون قدر غریب شدند آدمای اینجوری ..

حالا لابد می گین چرا کلید کردم به این موضوع تو این آشفته بازار مسائل مختلف و مهم تر .آخه خیلی مهمه برام . یک روزایی فکرمی کردم منم اینجوریم و بچه تر از سنمم . نه بگم رفتارهای بچه گون داشته باشما . نه! ولی یکجورایی خوش باور بودم دوست داشتن ها رو ، دوستی ها رو ، آدما برام سخت و پیچیده نبودند ، زندگی اینقدر درهم نبود ، ساده ساده ...

ولی حالا منم بزرگ شدم . می بینم که دیگه اون بچه یک سال پیش نیستم . دیگه ساده نیستم ، یعنی نمی تونم باشم .و این چقدر بده ، اینکه در عرض یک سال جلوی چشمت کوچیک و کوچیک تر شدن دلتو ببینی و هیچ کاری نتونی واسش بکنی ..