نامه به دوست
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱۱  کلمات کلیدی:

سلام دوست قدیمی من چند وقتیه که نیستی کجائی ؟

دیگه به رفتن و نیومدنت دارم عادت می کنم.ولی هیچ وقت فراموشت نمی کنم همیشه تو یادم هستی .. همه جا . ولی خب زورکی که نیست بعضی وقتا می خوایی که نباشی

نمی دونم چرا! دیگه یواش یواش دارم از حضور مستدام تو ناامید می شم. چرا اینجوری می کنی آخه . حداقل یه نشونی، خبری، چیزی بده که منم دلم خوش باشه که هستی که به فکرمی، که هنوز گوشه های دلت یادی از من هست.

شاید توقعاتم زیاده .. آره یکی از دوستام که تو هم خوب می شناسیش چند روز پیش اینو بهم گفت.. ولی نمی دونم چرا در کنار هم بودن ها، واسه هم وقت گذاشتن ها، به هم خالصانه محبت کردن ها شده توقع زیادی !

آره خیلی متوقعم هم از تو هم از همه دار و دوستات، همه اونهایی که تا وقتی باهاشون هستی آدم به پر توقعی متهم می کنند ولی کافی یه کم فقط یه کم توجهتو ازشون بگیری اونوقت می شن متوقع ترین آدم دنیا.

شایدم اونا درست می گند، چه بدونم به هرحال بدون که دلتنگتم و چشم به راه .. که یه روز بیایی. روزی که بیایی و دیگه نری و مثل خیلی های دیگه تنهام نگذاری و بگی که هستی، که فقط برای من هستی...