کلست و جس برای همیشه
ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٩  کلمات کلیدی: فیلم

خونه نشستن این حسن رو داره که لااقل وقت می کنی به کارهای عقب مونده ات برسی و یا بشینی فیلم هایی رو که دوست داشتی ببینی رو ببینی .

یکی از دوستام که تازه دو ماهی است با هم آشنا شدیم ولی خب تو همین مدت کم خوب به هم چفت شدیم ماجرای زندگیمو که شنید یاد این فیلم افتاد و برام آورد که ببینمش – البته من اصولا زیاد حرف نمی زنم ولی فکر می کنم قیافه ام یا پیشونیم یا نمی دونم کجای دیگم یه ایرادی داره که همه خیلی زود درونم رو می بینند بعضی وقتا حتی وحشت می کنم فکر کنم چون خیال می کنم یه حالت شفافی (transparent) دارم که توم مشخصه.

اول خیلی مردد بودم چون به زور از شر افکار مزاحم رها شده ام و دارم یه کم نفس می کشم ولی خب کرمه دیگه یکهو تو وجودت مور مور می شه و می ری یک راست سراغ همون فیلمی که بهتره نری.

فیلم از یه سکانس ساده شروع می شه پسرو دختری تو ماشین در حال رفتن به جایی ، و بیننده از روابطشون فکر می کنه که قطعا نامزد یا زوجند ولی کمی که داستان پیش می ره متوجه می شی که این زوج داستان از هم جدا شده اند ولی همه سکانس ها حتی در تقابل با زوج های دیگه عشق زیاد این زوج رو به تصویر می کشه ... تا اینکه اتفاق بدی می افته اتفاقی که باعث می شه دیگه این زوج نتونند کنار هم باشند و یا به زندگی مشترکشون برگردند و آخر فیلم هم  با عشق زیاد و آرزوی خوشبختی برای هم از هم جدا می شوند.

جالب بود... نمی دونستم  رفتارها تو زندگی واقعی هم می تونه اینقدر نزدیک به فیلم ها باشه ، آره دوستم حق داشت که یاد من بیافته البته یه جاهایی تفاوت هایی بین ما و اونا بوده ولی خب با چشم پوشی از 15 درصد خیلی نزدیک بود.

وقت کردین ببینید بد نیست . البته برای کسی که علاقه مند به این ارتباط موضوعی نباشه فیلمی نیست که توصیه اش بکنم.