نیایش
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱٦  کلمات کلیدی:

در زمستان تنهایی خویش تو ای آفتاب رحمت بر من بتاب

برمن بتاب

              تا وجود برف گرفته من در گرمای وجودت آب شودواز این آب رودخانه ای متجلی گرددتاگل ولای وپسماند ذهن در آن تعمید شود.

برمن بتاب

              تا دانه های کشتزار وجود جوانه کند و از آن جوانه ها درخت معرفت قد بیافرازدتابر بلندای آن میوه های دانش به ثمر بنشیند.

برمن بتاب

             تا چون کرم ابریشمی از پوسته رسته و با هویتی تازه به سوی تو سرریز شوم.

برمن بتاب

             تا همچون زمین روز شوم ، روزی که در آن مردمان باامیدهای تازه سرگردان کویر تاریک بی مهتاب نیستند.

برمن بتاب تا جرقه عشقت شعله ورشودوازآتش آن هستی ام خاکستر.

برمن بتاب

             تا کورسوی شمع هستی ام بی نیاز از سوختن باشدونورتو چنان چلچراغی این صحن را روشن سازد.