دشت خیال
ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٩  کلمات کلیدی: شعر

در آن سوی پنجره خیالم دشتی است به وسعت بی نهایت پر از لاله های واژگون عشق و رنگین کمانی هفت رنگ که در کناره افق خود نمایی می کند.

آن سوتر کوهی به استواری ایمان در انتهای جاده خاکی زندگی قد برافراشته است و علفهای خسته این چمنزار در انتظار گله ای است برای چریدن.

و رودی زلال از چشمه دل جاری است و به دنبال شاهراهی به دریای وجود.

و قاصدک های ذهن که با هر نسیمی این سو آن سو رانده می شوند و صدای گنجشگک وجدان که به گاهی در چشمه رفع عطش می کند.

و درخت سرو غرور که یکه و تنها در این میانه ،همچنان رو به خورشید نیاز ایستادگی می کند.