روز ولنتاین
ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٥  کلمات کلیدی:

همونطور که بارها بارها گفتم به مناسبت ها خیلی معتقد نیستم، اینکه آدم حتما روز تولدش براش هدیه خریده بشه، اینکه زوج ها تنها سالگرد ازدواجشون براشون روز ارزشمند و مهمی باشه و اینکه مهر ورزی و عشق معطوف بشه به یه روز خاصی توی سال.

حتی راجع به مرگ هم همین عقیده رو داشتم و دارم، چنانچه وقتی عزیزترین کسانم رو از دست دادم هیچوقت همون موقع و همون سال عزادار نشدم و سال ها بعد و در روزهایی غیر از سالگرد فوتشون غم شدیدی بهم هجوم میاره، حتی گاها آدم ها نمرده اند و برام مرده فرض شدند و واسشون ختم و سوم و چهلم و سال گرفتم، باز هم نه در روز جدایی بلکه در لحظه حس درد عمیقی در دلم.  

ولی خب کمتر پیش اومده که تو مناسبت های مختلف انرژی از اون مناسبت من رو فرا نگیره، و این برام عجیبه و برام اینجوری معنی می شه که لابد یه چیزی که در حد فهم و درک من نیست در مناسبت ها وجود داره، البته شایدم جزو موج های ذهنی باشه که بالاخره تو غالب نوع بشریت وجود دارد و برای خلاصی از اون مراقبه بسیاری رو می طلبه.

امروز هم یکی از همون روزها بود. با اینکه هیچ قرار خاصی نداشتم و شخص خاصی هم تو زندگیم نیست، ولی از دیشبش یه حس هیجان خوشایندی رو تجربه می کردم، گویی که امروز قراره اتفاق خاصی برام بیافته یا ملاقات ویژه ای با کسی برام رقم بخوره. از صبحش که شاد شاد بودم تا حدی که برای کنترل شادی و هیجانم مجبور شدم یه ساعتی از کارم بزنم بیرون و تو کافی شاپ نزدیک شرکت خودم رو مهمون چایی و شیرینی با طعم بی نظیر تمشک کنم و حتی برام مهم نباشه که 19 تومن واسه این دو قلم خوردنی پیاده شم، درست معادل پول یه وعده غذا.

وسط های روز پیغامی دریافت کردم به مضمون زیر که نمی دونم چقدر صحت داشته باشه، ولی اگه صحت داشته باشه که می تونه توجیه مناسبی برای انرژی خوب امروز باشه.

ﺯﻣﺎﻧﻴﮑﻪ ﺍُﮐﺎﻟﻴﺪﻳﻮﺱ ﺩﻭﻡ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻳﻮﻧﺎﻥ ﻓﻬﻤﻴﺪ ﻗﺪﺭﺕ ﻣﺮﺩﻫﺎﻱ ﻣﺠﺮﺩ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﻣﺮﺩ ﻫﺎﻱ ﻣﺘﺄﻫﻞ ﺍﺳﺖ , ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺭاممنوع ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩ. ﻭﻟﻨﺘﺎﻳﻦ ﺷﺨﺺ ﺟﻮﺍﻧﻲ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻭ ﭘﺴﺮ ﻫﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﻳﮑﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺩﺭ ﻏﺎﺭﻱ ﻣﺨﻔﻴﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﻋﻘﺪ ﻫﻢ ﺩﺭ ﻣﻲ آﻭﺭﺩ .ﺗﺎ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻳﻮﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻗﻀﻴﻪ ﺑﺎﺧﺒﺮ ﺷﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ. ﻭﻟﻨﺘﺎﻳﻦ ﺩﺭ ﻣﺪﺕ ﺯﻣﺎﻧﻴﮑﻪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻮﺩ ﻋﺎﺷﻖ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﺎﻥ ﺷﺪ ﻭ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﻱ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﺧﺘﺮ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﺎﻥ ﻧﻮﺷﺖ ﻳﮑﻲ ﺍﺯ ﺯﻳﺒﺎﺗﺮﻳﻦ ﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎﻱ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﻟﻘﺐ ﮔﺮﻓﺖ.  ﻭ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﭼﻬﺎﺭﺩﻩ ﻓﻮﺭﻳﻪ ﻣﺼﺎﺩﻑ ﺑﺎ ﺑﻴﺴﺖ ﻭ ﭘﻨﺞ ﺑﻬﻤﻦ ﻣﺎﻩ ﻭﻟﻨﺘﺎﻳﻦ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯ ﺭﻭﺯ ﻭﻟﻨﺘﺎﻳﻦ ﺭﻭﺯ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻣﻬﺮﻭﺭﺯﻱ ﻧﺎﻡ ﮔﺮﻓﺖ.

البته هنوز ته مایه درکی که تو ذهنم شکل گرفته، شایدم تو قلبم، بهم می گه همه روزها مثل همند، همه روزها معجزه اند، همه روزها روز عشقند و به حق که باید شاد بود و برای ما انسان ها هیچ ماموریتی به جز شادی و عشق ورزی بعد از هبوط به زمین تعریف نشده. پس چه خوب می شه که بتونیم خیلی خوب از پس این رسالتی که بر دوشمونه بر بیائیم و این لحظه همون لحظه وحدت عاشق و معشوقه.قلب