مرگ
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٤  کلمات کلیدی:

وقتی به زندگیم فکر می کنم همه صحنه هاش درست مثل یه فیلم از جلو چشمم رد می شن، نمی دونم همه همینجورن یا فقط من اینجوریم، اینکه خیلی چیزا رو از دوران خردسالی مثلا 2 سالگیم یا حتی 6 ماهگی رو قشنگ به خاطر میارم. به هر کی می گم باورش نمی شه و گاها مسخره می کنن ملت منو.

گاها احساس می کنم همه زندگیمو دارم خواب می بینم و قراره یه روزی یه جائی از این خواب بپرم و برخی اوقات حتی دوست دارم که بخوام جوری که خواب نبینم، یا شاید دوست دارم یکی یه کشیده محکم بکوبه رو صورتم تا بیدار شم و خیالم راحت شه که خواب می دیدم.

به نظرم مرگ هم همینجوری بایست باشه یه خواب عمیق ، می ترسم تو اون عالم هم گیج و ویج باشیم که خوابیم بیداریم مرده ایم زنده ایم و باز همین چرخه ادامه داشته باشه. اصلا خیلی وقتا دوست دارم بمیرم دوست دارم مردن رو هم تجربه کنم تا از حول و ولاش بیافتم، انگاری که یه درس پاس نشده باشه بیخ ریشت دوست دارم زودتر پاسش کنم.

قبلنا به خاطر اعتقادات دینی که داشتم همیشه نگاهم به خودکشی مثل یه گناه کبیره بود و یا یه جور ضعف. بعدتر ها دیدگاهم کمی تفاوت پیدا کرد. خود کشی دلیلش لزوما نمی تونست ضعف، رسیدن به پوچی یا همچین چیزایی باشه مخصوصا برای بزرگانی که اینگونه با دنیا وداع کردند، بلکه می تونست برعکس یه جور قدرت طلبی فرض بشه، به رخ کشیدن اراده و قدرت، انتخاب بین مرگ و زندگی و یا شکست سرنوشت و تقدیر وشاید یه زبون درازی کودکانه به زندگی.

انسانی که برای اختیار هبوط کرده و بهشت رو با همه زیبائیش به اختیار فروخته، وقتی به دنیا اومده دیده رو دست خورده، دیده هیچ اختیاری در کار نیست، نه در تولدش نه در مرگش نه حتی درهستش مخیر نیست، معلومه که قاطی می کنه و خودش رو به درو دیوار پوچی می کوبه. واصلا براش ممکن نیست که از این پوچی به هیچی برسه که بتونه اوج بگیره، که مخیر بشه به هستش.

امسال مرگ های زیادی بین هنرمندان بوده و هزاران نفر دیگه ای که مشهور هم نیستند مرده اند. و معلوم نیست که چند تا نوزاد چشم به این دنیا باز کرده اند و این چرخه همچنان ادامه خواهد داشت چرخه بین تولد و مرگ که اسمش زندگی شده، زندگی که برای توجیه پوچی کافی به نظر نمی رسه، چون بدون عشق قطعا هیچی ، مترادف پوچی خواهد بود.

و اما مرگ که می تونه  در نوع خودش مقدس باشه و لحظه زیبایی از تولد رو برای روح به ارمغان داشته باشه. و کامیابی و خوشبختی واقعی وقتی وجود خواهد داشت که انسان شاهد این تولد باشه.