اندر احوالات مدیریت
ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٩  کلمات کلیدی:

بیست مورد واسه اینکه من نمی تونم مدیر بشم

1- باید تو ظاهرم که شده نشون بدی رئیستو دوست داری، همون چیزی که به پاچه خواری معروفه، البته این روزا مدلش عوض شده، باید با توجه به شخصیت رئیست خیلی نرم این کاررو انجام بدی.
2- کارت رو خودت مدیریت کنی. حالا بسته به اینکه رئیست از تو دانشش بیشتر باشه یا کمتر فرق داره. در موارد نادر اگه دانش رئیست بیشتر از دانش تو باشه، خب نمی تونی کارت رو زیادتر جلوه بدی و باید از روش پشتیبانی کننده رئیس استفاده کنی، فقط حواست باشه توی تیم کارهای کلیدی رو بگیری و تا جائیکه ممکنه به سایر افراد هم رده خودت اطلاعات ندی. یعنی بشی کارمند خوب تیم، که تیمِ رئیس بدون اون می خوابه!؟ در بیشتر موارد که دانش رئیس از تو کمتر باشه کارت واقعا آسونه. به سادگی می پیچونی و هزار و یک دلیل فنی کارشناسی میاری که بگی کار به طور منطقی طول می کشه (البته روش مد 1 رو هم به عنوان متمم استفاده کنی بهتره) و کار رو فقط وقتی تحویل می دی که دست رئیست تو پوست گردو باشه و بعد هم مثل پتروس فداکار نقش مفیدترین عضو تیم رو اجرا می کنی و تازه دو قورت و نیمت هم باقیه که کار رو تو شرایط فورس انجام دادی و به سادگی تو این مقطع زمانی از رئیست ترفیع و اضافه حقوق می گیری.
3- کلا باید شخصیت فضول و دخالت کنی داشته باشی البته می دونی که اسمش این نیست باید فوق العاده کنجکاو و منفعت طلب باشی، بدونی کی پشت کی چی می گه، کی با کی خوبه، کی با کی بده و از همه مهم تر چه کارایی خوشایند رئیسته.
4- نکته مهم : فقط پاچه خواری رئیس مستقیم کافی نیست، بلکه باید بعد از یه مدتی شروع کنی به پاچه خواری رئیس مافوق رئیست و همزمان با یه مهارتی توی تیم سعی کنی هم تیمی هات رو از رئیست دلزده کنی.
5- باید خوب دروغ گفتن رو بلد باشی طوری که شده باشه بخشی از شخصیتت؛ صدات نلرزه، محکم و قاطع.
6- به کار گیری قانون پیچش: این قانون یکی از کلید های موفقیت تو هر رده سازمانیه. ولی هرچی رده سازمانی بالاتر بره مکانیزم های اعمالش هم پیچیده تره می شه. مثلا کسی ازت سوال کرد، خیلی نرم و بدون اینکه متوجه بشه جواب سوالشو رو پَرت می دی و می فرستیش به ناکجاآباد. حالا اگه طرف سیریش بودو دراومد تو روت، باز خیلی نرم تر، از قانون پیچ رو پیچ استفاده می کنی و خودتو خلاص می کنی.
7- پررو باش! البته باز اسم متداول این خصیصه تو دنیای کسب و کار امروزی چیز دیگه ایه؛ اعتماد به نفس بالا. در مقابل هم رده های خودت جوری رفتار کن که انگاری ده سر و گردن از اونا بالاتری و این رو به هر روشی که شده؛ دارم می گم به هر روشی، بکن تو چشم رئیست. طوری که همه باور کنن تو واقعا سرتری.
8- زیرکی کن، البته قدیما اسمش رندی بود. اینکه اگه کسی بهت چیزی گفت فوری بتونی جوابشو بدی، البته نه لزوما همونجا و با حرف زدن و رو در رو، بلکه روش های مختلفی داره مثلا یه روش دزدیه، خیلی نرم اونجا بهش هیچی نمی گی و بعد از کارت می دزدی (البته اگه طرف مافوق تر از تو باشه) اگه هم رده باشه که کار ساده تره. ازش ایده رو که واکشی کردی می پیچونیش و وانمود می کنی که ایده خودت هم از اول همین بوده، بعد می ری خیلی زود پیش رئیست، مشتری و ... و ایده رو به اسم خودت ثبت می کنی.
9- باید نشون بدی خیلی اخلاق مداری و مسئولیت پذیر. مثلا همیشه 9 تا 10 شب شرکت باشی. اصلا روز تعطیل و غیر تعطیل هم نداشته باشه؛ آخه کارت واقعا حساس و زیاده؛ حالا اگه اونقدر زرنگ بودی که 13 ساعت کار نکنی و کسی نفهمه اون دیگه مشکل مدیریته، که البته به ندرت همچین مشکلی هست.
10- روش زیر آب زنی رو بریز دور؛ این روش دیگه خیلی نخ نما شده و قدیمیه، سعی کن اصلا ازش استفاده نکنی چون نتیجه عکس داره. به جاش هر وقت رئیست راجع به سایر هم تیمی هات ازت پرسید ازشون تا می تونی تعریف کن. البته نه از کارهایی که واقعا انجام دادن و قابلیت هاشون، نه اشتباه نکن، بلکه با حالت ترحم و از موضع برتر گویی که از همشون سری و دلت برای کارمندات می سوزه.
11- حالا که مدیر شدی واقعا بهت تبریک می گم. ولی بدون باید یکسری گام ها رو هم برای ارتقاء های بعدی و حفظ سمتت انجام بدی.
12- همیشه همه تقصیرها رو گردن اون ها بنداز – اون ها دوره به دوره متفاوتند؛ توی یه مقطعی مشتری می شه اونها، تو یه مقطعی رئیس مافوقت میشه اونها، توی یه مقطعی مدیریت ارشد شرکت می شه اونها و گاهی هم حالت بینابینی و مبهمی رو القاء کن که کلا زیر دستات گیج بشن.
13- جوری وانمود کن که انگاری اگه تو نباشی به زیر دستات حقوق ماهیانشون هم پرداخت نمی شه!
14- وقتی از زیر دستات کار می خوایی دم از کار تیمی و کار گروهی و تفکرات مسئولیت پذیرانه بزن ولی
بعد که کار جمع شد و همه چی ردیف شد پیش مشتری یا رئیست سینه سپر کن و بگو من! البته
خیلی هم احتیاجی به من گفتن نیست کاملا مشخصه که کل کاررو تو تنهایی جمع کردی بالاخره
مدیریت هم یکی مثل توئه و درک می کنه، تازه کار کشیدن از دیگران هم خودش هنریه خب.
15- برای اینکه اعضای تیمت با رئیس مافوق تو رودر رو صحبت نکنند و احیانا زیرآبتو نزنند یا اگر رقیب هم رده ای با یه اخلاق بهتر تو محل کارت بود؛ فراموش نکن که باید، دارم می گم بایدا، خیلی تلاش کنی؛ با رئیست دائم جلسه داشته باشی، از طرف دیگه هم، تیمت رو توجیه کنی که اصلا با رئیست یا اون رقیب زیادی گرم نگیرن و صحبت نکنن، که خطرناکه حسن!
16- اصلا فراموش نکن که باید به تیم نشون بدی هم ردشون هستی و تو هم هر کاری از دستت بر بیاد می کنی ( البته فقط نشون بدی، روشهاش دیگه بستگی به تجربیات خودت داره). خیلی نرم و خودمونی و با مضمونی دوستانه، و موقع کارانه و پاداش حتما این حالت دوستانه رو تشدیدش کنی تا تیمت از اختلاف فاحش کارانه و پاداش تو باهاشون راضی باشن، آخه بالاخره رئیس شدی از آدمیت که نیفتادی.
17- از این بند به بعد همه بندها تکمیلی هستند و شرایط تو رو به عنوان یک رئیس خوب و پا برجا که
همیشه شرایط رشد و ارتقاء براش فراهمه حفظ می کنه و رعایتش دیگه بستگی به سلیقه کاریت داره.
18- اینکه کلکسیون مدرک و اصطلاحات جدید کسب و کارت رو جمع کنی تا کم نیاری، سمیناهارها و کنفرانس ها رو شرکت کنی، سفر خارج اصلا فراموش نشه مخصوصا کشورهای اروپایی چون دوبی که مسلما در سطح شما نیست، قهر کردن های دوره ای، عدم استفاده از مرخصی تا جای ممکن، اضافه کار نگه داشتن تیم در روزهای تعطیل به ویژه ایام عید که چند برابر تاثیر ویژه داره، شروع به انجام مهم ترین کارها در ساعات نزدیک به پایان ساعات کار اداری، توسعه تیم و افزایش پرسنل زیر مجموعه حتی بدون برنامه ریزی کاری برای آن ها، استفاده از نیروهای کم تجربه و حتی ترجیحا بی تجربه برای گسترش حریم قدرت، استرس وارد نمودن به تیم در برخی مواردی که تیم کارشون رو خوب تحویل دادن تا نکنه که کارانه و پاداش بیشتری رو بطلبند.
19-  ...
20- بدیهی است همه 19 ماده بالا برای فردی ضروریه که دارای بند پ نباشه.
بند پ : داشتن معرف و پشتیبانی ذی نفوذ در درون یا بیرون سازمان
         دارا بودن حداقل بهره هوشی در حد جلبک